گاهی وقتا همینجوری!!

درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفتة مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن!
(عمران صلاحی)

درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفتة مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن!
(عمران صلاحی)
شاید آرزوهامه با اتفاقهایی که افتاده هیچ وقت بهشون نرسم شایدخوابهاییه که دیدم شایدم قبلا اتفاق افتاده در کودکی!
نمی دونم یه صفحه مه گرفتس ولی پر از نور خورشیده که کلی آدم توش هست گاهی وقتا یه خانه هست گاهی هم یه باغه!

امروز ۲۵ فروردینه!! تهران داره برف می یاد!!
چه برفی ام می یاد![]()
داروخانه ای که ازش هر ماه ربیف می گرفتیم دیگه فقط ربیف ایرانی می یاره!![]()
نمی دونیم باید چیکار کنیم دکتر علی می گه اصلا داروی جدید رو نگیرید و یه دوستی می گفت این همون ربیف خارجیه اینا که نتونستن اصل دارو رو بسازن مواد داخل سرنگ همون داروی قبلیه فقط شکلش رو تغییر دادند فکرش رو بکن مثلا تو شرکت داروسازی فقط دارو رو مونتاژ کنند! ![]()
به تمام ربیفی های عزیز تبریک می گم که بنزشون شد خود روی ملی!!!
(علی خیلی بابت این قضیه نگرانه میگه یعنی واقعا ترکیبات دارو همونه البته فعلا مشکلی نیست هستند داروخانه هایی که داروی قبلی رو می یارند ولی خوب دیگه!
)
يه چيزهايي برام تو اين مدت كه وب لاگهاي زيادي رو مي خونم خيلي جالب بوده:
۱. وبلاگهايي كه محتواي طنز دارند خواننده هاي بيشتري دارند تا وبلاگهاي علمي، پزشكي ، هنري و غيره
۲. وبلاگهاي مشترك خانم و آقا خيلي زياد شده
۳. ۹۵٪ مطالب اين وبلاگهاي مشترك رو خانمها فقط مي نويسن
به نظر شما دليل اين مسئله چيه؟
تقدیم به همه دوستهای خوب و مهربونمون که به ما لطف داشتند و دارند![]()

دکتر همیوپات علی
هنوز از تعطیلات نوروزی نیومده و بنابر این "ای اف تی " هم فعلا تعطیله خودمون خونه تمرینات رو کم و بیش انجام می دیم ولی کاری که خود دکتر انجام می ده یه اثر دیگه ای داره
خدا رو شکر فعلا حال و احوالات روحی علی بهتره و به تبع حال فیزیکی بدنش هم یه کم بهتره ولی هنوز تا بهبودی فاصله داره![]()
یوگا هم برقراره و خوب و موثره![]()
باید به دکتر متخصص علی آقا
هم همین روزها یه سری بزنیم ولی راضی کردن آقا برای تشریف فرمایی کار حضرت فیله
یه آزمایش خون هم داشته که اصلا نرفته و وقتش گذشته![]()
می خوام به دکتر بگم که یه دوره دیگه هم فیزیوتراپی براش بنویسه
یک سئوال :
به نظر شما فیزیوتراپی می تونه به مشکل حرکتی علی کمک کنه؟ و باعث بشه بهتر راه بره؟ ![]()
پ ن : کلا علی با دکتر مغز و اعصاب مشکل اساسی داره!
میگم : وب گردی!
میگه: چیز بدرد خوری هم پیدا کردی؟
میگم: تا دلت بخواد!
میگه: خالی بند!
میگم: نه به خدا کلی وب پیدا کردم که مال آدمهای معروفی که دلم می خواست بشناسمشون و حالا می دونم چه جورین کلی نویسنده معروف و کاریکاتوریست و استاد دانشگاه و هنرپیشه و روزنامه نگارو و . .
میگه: حالا از کجا مطمئنی که واقعا خودشونن؟!!
میگم: خودشونن دیگه گیر نده حالا!!!!!![]()
ما رو بگو که تازه امروز بعد از ظهر می خواستیم بریم مسافرت!!
عجب ۱۳ بدری بشه امسال!!![]()
دماغ سوخته شدیما!!
در مورد تصویر زیر - اگه حوصله داشتین - یک عدد انشا بنویسید!!![]()

می خوام بدونم چقدر نظراتون با هم متفاوته
از چهارشنبه تصمیم داشتیم بریم سینما و خلاصه جمعه رفتیم
گفتیم بریم یه فیلمی که غم و غصه توش نباشه یه ذره بخندیم خلاصه اخراجیها انتخاب شد بد نبود یه خورده حرفه ای تر از اخراجیهای ۱ بود ![]()
و اما بشنوید از سینما آزادی ۱۰ طبقه مجهز!!! طبق عادت وقتی میریم جایی - بعد از بیماری علی این شده یه عادت برام مهمونی خونه اقوام هم می ریم هم همین برنامه هست- به محض رسیدن می گردم دنبال سرویس بهداشتی که اگه علی قرار شد بره خیلی وقت رو صرف گشتن نکنیم.
تابلوی راهنمای طبقات می گفت که طبقات زوج سرویس بهداشتی داره وسطای فیلم علی گفت بریم بیرون خلاصه سرتون رو با این موضوع نه چندان جالب درد نیارم از طبقه پنجم رفتیم ۶ سرویس غیر فعال بود! از طبقه ۶ رفتیم ۸ غیر فعال بود! رفتیم ۴ غیر فعال و خلاصه طبقه ۲- فعال بود و ۲۰ دقیقه از فیلم رو ندیدیم البته راستش چیزی رو از دست ندادیم ولی علی بیچاره هلاک شد دیگه پاهاش ضعف کرده بود هر دفعه هم کلی برای آسانسور معطل شدیم .![]()
اینم سینمایی که اینقدر تبلیغاتشو کردن و کلی هم خرجش کردن!![]()
ولی در مجموع خوب بود همین که علی اومد و راضی بود برام کلی ارزش داشت می دونین بعد از نامزدیمون و بیماری علی این بار اولی بود که رفتیم سینما![]()
سال نو مبارک
امروز اولین روز کاری ۸۸ بود و ای بدک نبود.
۶ و ۷ روز گذشته که به دید و بازدید گذشت و امروز هم که رفتیم سرکار بعد از ظهر هم می خوایم بریم سر خاک پدر علی وقتی می خواهیم بریم اونجا دلم بدجوری می گیره یاد تمام سختی ها و ناراحتیهای سال گذشته می افتم.
می دونین من پدر علی رو اندازه ۴ ماه می شناسم ولی خیلی دوستش داشتم خیلی حیف بود.
چقدر نق نق کردم تو این پست ببخشید دیگه آخرین بار بود.![]()
یه گلدون گل خوشگل سنبل با خودم برده بودم سر کار کلی بابتش ذوق کردم.![]()
- علی هم حال و احوالش خدا رو شکر خوبه بهتر نیست ولی بدتر هم نشده ولی دیگه امسال سال تنبلی نیست بهش گفتم اینجا هم ثبت کردم.![]()
- از امروز می خوایم هر روز " ای اف تی" رو تو خونه انجام بدیم آقای فروغمند بازم بابت متنی که برامون در مورد ای اف تی ترجمه کردید ممنونم.![]()
راستی یه سئوال : جایی رو می شناسید که مخصوص بیماران ام اسی فیزیوتراپی داشته باشه؟