خوبیم و هستیم !

سلام

    ما خوبیم

    علی بهتره طبق روال قبل داریم دوران درمان رو طی می کنیم زندگیمون هم بد نیست . حسابی سرمون شلوغه کارهای اداره هست و کم و بیش هم به فک و فامیل سر می زنیم.

   فکر می کنم من و علی همزمان دچار افسردگی زمستونی شدیم از سر کار که بر می گردیم دیگه حال نداریم از خونه بریم بیرون و چند هفته ای هست که این طوری شدیم و همین طور هم پشت سر هم روزها و شبها می گذره.

   البته اوضاع قابل تحمله ها

 

خوبیم دیگه چطور مگه؟!!!

سلام

کماکان مثل گذشته زندگی می کنیم و طب سوزنی می رویم و دکتر و فیزیوتراپی می رویم و چند هفته هست که به علی آقا می گوییم برویم تئاتر و ایشان می گویند چشم! و هنوز نرفته ایم و می گویم بریم گردش و ایشان می گویند چشم! و می گویم بریم قدمی بزنیم و یه جای دنج غذایی بخوریم می گویند چشم! و می گویم برویم همان کافی شاپ قدیمی که می رفتیم یه قهوه ای - نسکافه ای چیزی بخوریم و ایشان می گویند چشم! 

 خلاصه اینکه شما فکر کنید ما رفتیم!