اعتراف تلخ
سلام
چند وقتيه دلم مي خواهد سبك حركت كنم بدون هيچ بار و نگراني و مسئوليتي!
خسته ام خسته مسئوليتهايي كه خودم خواستم به دوش گرفتم بيشتر از همه نگرانيهاييست كه از آينده دارم.
لطفا نگيد كه بي مهر شدم و بي معرفت شدم و بيچاره علي و نمي دونم از اين حرفها چندروزيه كه خيلي خسته تر از اين حرفهام كه بخوام تودار باشم.
البته اوضاع بهتر ميشه ولي الان كلافه ام در ضمن مسئوليتهام فقط بخاطر شرايط علي نيست.
+ نوشته شده در شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲:۳۴ ب.ظ توسط گلی
|