سلام

اینقدر این علی واسه دکتر رفتن به آدم حرص می ده که نگو

باید اشک منو در بیاره تا حاضر بشه بره دکتر

اصل مشکلش هم از دیر دکتر رفتنش شروع شد و الا اینقدر ها هم حمله تابستونش بد نبود تا تونست دکتر رفتن رو طول داد و آنقدر به دکترش دروغ گفت که آخرش اینجوری شد

هربار رفت  دکتر گفت خوبم ولی خوب نبود بار آخری که مرداد خوابید بیمارستان برای پالس گرفتن دیگه با ویلچر رفت!

دلم نمی خواد دوبار اوضاش بد بشه به نظرتون با این علی آقامون چیکار کنم دیگه یواش یواش دارم کلافه می شم